تبليغاتX
یا الله

یا الله
یا رب این دست نیاز و ...

شناخت انرژي درماني و حقيقت آن

 

وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا

آنها بدون علم چنین چیزهایی می‌گویند و تنها از گمان خود پیروی می‌کنند و گمان هرگز انسان ها را در شناخت حقیقت یاری نمی‌دهد.

(سوره نجم ایه 28)

 

انرژی درماني چيست؟

انرژي درماني، علم‌ و هنري‌ باستاني‌ است‌ كه‌ با استفاده‌ از پرانا ياكي‌ يا انرژي‌ حياتي‌ به ‌معالجه‌ تمامي‌ كالبد انساني‌ پرداخته‌ و به‌ نام‌هاي‌ ديگر مانند شفاي‌رواني‌، شفاي‌حياتي‌ ، شفا از طريق‌ دست‌كشيدن‌ ، شفاي‌ مغناطيسي‌،شفاي‌ايماني‌ و شفاي‌موهبتي‌ هم‌ خوانده‌ مي‌شود.


انواع انرژی ‌درمانی

بايد دانست كه اكثريت جمعيت دنيا، به گزارش سازمان بهداشت جهاني، در حال حاضر از طب غير معمول استفاده مي نمايند! به عبارت ديگر تجديد نظر در اصطلاحات "طب معمول" و "طب غيرمعمول" با اين ترتيب ضروري به نظر مي رسد

.

انواع طب غير معمول:
1.  لمس درماني شامل روش هاي مختلف درمان به قرار زير است:
الف:  ماساژ درماني
ب : فشار درماني
ت : انرژي درماني
ث:  درمان توسط حركت دادن و ورزش


2.  گياه درماني: كه شامل گياه درماني سنتي و گياه درماني مدرن است.


3 . تغذيه و رژيم درماني


4.  درمان هاي ذهني-جسمي: كه شامل روش هاي مختلف به قرار زير است:

الف:  رقص درماني
ب : موسيقي درماني
پ : رایحه درماني
ت
: آرامش درماني
ج : هيپنوتيزم درماني
چ : دعا درماني
ح : تصور درماني
خ:  هنر درماني


انرژي درماني(حقيقت يا خرافات)


1. بسیاری از مدعیان انرژی درمانی، توانمندی درمانگری ندارند.یعنی اگر هم کمی از انرژی درمانی اطلاعاتی دارند، به این حد نیست که بتوانند مواردی را که ادعا می کنند، مداوا کنند .


2. نکته دوم این که انرژی درمانی ـ صرف نظر از مدعیان دروغین یکی از توان مندی ها و واقعیت هایی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است. یعنی مرتبه ضعیفی از انرژی که قدرت درمان گری دارد؛ در کالبد همه ما وجود دارد. که بعضی در سایه تمرین های تمرکزی و روحی می توانند مقدار بیشتری از این انرژی را به کار بیندازند.


3. نکته سوم این که انرژی درمانی نه یک مسئله معنوی و نه یک قابلیت عرفانی که در حقیقت یکی از مزیت های جسم انسان است ،که خداوند مثل دیگر قابلیت های جسم به انسان موهبت کرده است.كه در صورت تمرین و ممارست مي شود از این قدرت بهره گرفت


4. نکته دیگر این که این طور نیست که همه امراض را بتوان با انرژی درمانی مداوا کرد.


5. نکته آخر این که در آزمایشگاه های مخصوص انرژی و دستگاههایی که در این جهت به کار گرفته شده اند ؛ ثابت شده است که افراد مومن و  با تقوی  میزان  انرژی  زیادتری دارند و حالات معنوی مانند نماز و روزه و دعا انسان را در حالت انرژی متراکم تری قرار می دهد. اعمال شرعی که در متون دینی به آن ها سفارش شده است؛ هم همین تاثیرات را دارد. هر چند انسان مومن و متعبد نباید این اعمال را با قصد کسب انرژی به جا آورد؛ بلکه باید با نیت انجام اوامر الهی به انجام این دستورات اقدام کند.


نظر اسلام درباره انرژي درماني

برطبق آزمايشات و تحقيقات وسيع در دانشگاههاي معتبري چون هاروارد و سازمان اف.دي.اي انرژي درماني روشي غيرقابل اعتماد و بي‌اثر در درمان بيماريهاست. اما در ايران انرژي درمانان اغلب براي پيشبرد كارشان علاوه بر تبليغات وسيع براي جلب اعتماد و جذب بيشتر مردم از نام ائمه اطهار(عليهم السلام) و خاصه امام زمان(عج) استفاده مي‌كنند. اين در حالي است كه داستان زندگي اين افراد مملو از پول پرستي، دروغ گفتن و سوء استفاده از مقدسات و ... است. بسياري از افراد مذهبي با شنيدن نام ائمه(عليهم السلام)و ادعيه‌اي كه اين انرژي درمانان مي‌خوانند جذب شده . اما چون نتيجه نگرفتند مايوس و تمام تقصير بهبود نيافتن بيماري را برگردن مقدسات انداخته، از خدا و پيغمبر نااميد شده‌اند.


آيا از لحاظ شرعي مراجعه به فردي كه ادعاي كارگزاري خداوند را اشكال دارد؟


پاسخ:آيت‌الله بهجت - در فرض مذكور مراجعه به مدعيان انرژي درماني كه در اين راه از مقدسات نيز سوء‌استفاده مي‌كنند حرام است كما اينكه ترويج و تبليغ از اين افراد نيز حرام مي باشد و مؤمنين بايد هوشيارانه عمل نمايند.


آيت‌الله مكارم شيرازي- مراجعه به اينگونه افراد شرعا جايز نيست و بايد به مقامات مسئول اطلاع دهيد تا جلوي آنها را بگيرند.

[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ ] [ باران,مهدیار,مهسان ] [ ]


[ سه شنبه 15 آذر1390 ] [ ] [ باران,مهدیار,مهسان ] [ ]


اين چه حزني است نهفته در نام تو كه بي اخيتار، دلها را مي شكند و اشك را در پشت پلكها بي قرار مي كند؟

اين چه غم شگرفي است كه تداعي خاطره مقدس تو بر قلبها مي نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش مي كشاند؟

آدم(ع) كه براي پذيرش توبه خويش خدا را به اسماء حسناي او سوگند ميداد وقتي به نام تو رسيد - يا قديم الاحسان بحق الحسين - بي اختيار دلش شكست و براي اول بار حضور اشك را در چشمها تجربه كرد، ازجبرئيل پرسيد كه چه سري است در اين نام كه فرق دل را مي شكافد و آسمان چشم را باراني مي كند؟

آنگاه كه جبرئيل(ع) مصيبت عاشوراي تو را بيان كرد آدم سير گريست و تازه پي به راز"إِني اَعلَم فا لأ تَعلَمونَ"خداوند برد.

باري اين گريه دست ما نيست. اختيار اشك در اين مصيبت با ما نيست. ما براي ثواب گريه نمي كنيم، چه كسي مي تواند براي ثواب گريه كند؟گريه كردن بال بسته مي خواهد،گريه كردن دل شكست مي طلبد، ما دق مي كنيم اگر براي تو گريه نكنيم.
دل ما از سنگ هم كه باشد در مصيبت تو، نه مي شكند كه خون مي شود،كدام سنگ را روز عاشورا از زمين برداشتند و دلش را خونين نديدند؟

دل ما چگونه خون نباشد از اين مصيبت جانسوز؟

هل منِ ناصر ينصرني"و مادر حسرت »": چگونه مي شودكه تو بر فراز قله حقيقت بايستي و فرياد بزني اين چهارده قرن عقب ماندن ازكلام تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر رسيدن به عاشوراي تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر شنيدن فرياد استمداد تو، در خويش مچاله نشويم؟

آنها كه يك روز ديرتر به عاشوراي تو رسيدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند؟
اين"يا ليتناكنا معك" به خدا تعارف نيست، ما چهارده قرن در عدم، از غم اين عقب ماندگي خويش خون دل خورده ايم. تو در پاسخ زينب كه در آخرين لحظات وداع عرضه داشت:" اَعزَمت لَلموت"گفته باشي:"چگونه عزم مرگ نكند آن كس كه ميان خيل كفار بي ياور و معين مانده است؟" و ما آتش نگيريم از اين كلام؟

تو به قمر بني هاشم گفته باشي "الآن انكَسر ظَهري و قَلَّت حيلَتي" و پشت آسمان نشكند و قلب اضطرار از هم ندرد؟

چگونه ممكن است تو به سكینه گفته باشي: "لا تُحرفي قَلبي" و قلب ما از آتش نهفته در تك تك حروف اين كلام خاكستر نشود؟

سجاد تو، اين معناي آيه فاستقم، اين آميزه جهانسوز زنجير و استخوان و صبر، بر در دروازه شام گفت باشد: " يا  ليت اُمي لم تَلدني" و ما از شرم زنده بودن خويش نميريم؟

زينب تو، اين آبروي صبر، دستهاي استيصال بر سرنهاده باشد و در بلنداي اضطرار ضجه زده باشدكه " اَما فيكم مسلم"و ما بعد از اين سؤال جگرسوز زيستن را بتوانيم؟

تو پاره جگر خويش را بر دست گرفته باشي و خون ان عزيز خداوند را به آسمان پاشيده باشي وگفته باشي: "آنچه اين مصيبت را بر من اسان مي كند درنظر معشوق بودنِ آن است" و ما تحمل اين مصيبت كه بالهاي ملائك را از اشكهايشان تركرد چگونه بتوانيم؟

دشمن تو- لعنت الله عليه -در آستانه قتلگاه گفته باشد: "شَغَلني نور وجهِه عن التَّفَكَّر في قَته" وما...و ما... دلهايمان هميشه شكسته است و اشك در پشت پلكهايمان هماره بي قراري مي كند.

اما در آن همه مصيبت بي همتاكه رب تو و زينب گذشته است، يك التيام هست و آن التيام براي رهروان اكنون توست و آن اينكه هر برادري، خواهري، پدري، مادري ، فرزندش،كه عزيز ما عزيزاني را از دست مي دهدكه شهيد يا شهداني را فديه مي كند و به اوج مصائب تاريخ، به قله رنجهاي بشري به عاشوراي تو و به زينب و بازماندگان عاشوراي تو مي نگرد و مي رسد به واقعيت جانگداز كه "لا يوم كيومك يا اباعبدالله" و... التيام مي يابد.
خدا کند تو بیایی(سید مهدی شجاعی)

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ ] [ باران,مهدیار,مهسان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست
که خدمتی به سزا بر نیاید از دستم





امکانات وب